زين الدين محمود واصفى
356
بدايع الوقايع ( فارسى )
بوس كرد و از خدمت بيرون آمد و متعلقان خود را به طوس فرستاد ، و او را به اياز دوستى بود چند بيت نوشت و به اياز داد و گفت : بعد از بيست روز به سلطان ده . [ و ] خود از غزنين بيرون آمد . اياز بعد از مدتى آن كاغذ را به سلطان داد ؛ سلطان به عشرت مشغول بود ، آن را به عنصرى داد تا برخواند . [ اين ابيات نوشته بود ] « 1 » : ايا شاه محمود كشور گشاى * ز من « 2 » گر نترسى بترس از خداى « 3 » كه پيش از تو شاهان فراوان بدند * همه تاجداران [ و ] كيان « 4 » بودند « * » فزون از تو بودند يكسر به جاه * به گنج و سپاه و به تخت و كلاه نكردند جز خوبى و راستى * نگشتند هرگز سوى كاستى ( 67 b ) هرآن شه كه در بند دينار بود * به نزديك اهل خرد خوار بود كنون چون زمانه به شاهى تراست * نگوئى كه اين خيره گفتن چراست « 5 » كه بدگوى و بدكيش خوانى مرا * منم شير نر ، ميش خوانى مرا « 5 » مرا بيم دادى كه در پاى پيل * تنت را بسايم چو درياى نيل نترسم كه دارم ز روشن دلى * دلوجان به مهر « 6 » نبى و على من از مهر اين هردو برنگذرم * اگر تيغ بارد هوا بر سرم « 7 » اگر شاه محمود از اين بگذرد « 8 » * مر او را به يك جو نسنجد خرد ( T , 196 a ) خرد نيست مر شاه محمود را ( B , 155 b ) * نوازد همى مانع جود را كسى را كه سفله بود پيشكار * از او جز تباهى توقع مدار به عنبرفروشان اگر بگذرى * شود جامهء تو همه عنبرى ( B 2 149 b )
--> ( 1 ) - P : هجو اين است ، T : هذا الهجويات ( 2 ) - P ، B ، B 2 : ز خلق ( 3 ) - A ، C : گشا - خدا ( 4 ) - C ، A : كيهان ( 5 ) - A ، C : اين بيت را ندارد ( 6 ) - P : ز بهر ( 7 ) - بقيه ابيات در نسخ A و C نيست و بجاى آن اين عبارت است : اين ابيات قريب پنجاه بيت است . ( 8 ) - T : نگذرد . ( * ) س 7 : فراوان بودند . . . كيان بودند .